پرویز رحمتی تا چند ماه ديگر جای خود را به رییس جدید سازمان نظام صنفی خواهد داد. پس از دو دوره حضور در هیات*مدیره که یک دوره آن به ریاست سازمان نظام صنفی منتهی شد، او حالا فرصت این را خواهد داشت تا از حضور در بخش مدیریتی سازمان نظام صنفی کشور فاصله بگیرد.


رحمتی به چهره*ای میانه رو در بدنه صنف آي تی مشهور است، ولی به*رغم چهره ساکت و آرام*اش طی این دوره حرف و حدیث پیرامون سازمان و نوع مدیریتش کم نداشت. او با طرح شعار تعامل هم افزا با دولت تلاش فراوانی کرد که این تعامل با بدنه دولت را تقویت کند به*رغم این اما سازمان متبوعش حالا خود در بخش*هاي مختلف نقشی شبیه دولت را برای بخش خصوصی ایفا می*کند، موضوعی که مورد انتقاد برخی است. رحمتی در تمام طول مصاحبه با چهره*اي گشاده و در عین حال با لحنی آرام ولی صریح به همه سوالات ما پاسخ گفت. او حتی از این ابایی نداشت که بگوید در سازمان متبوعش گروهی در سایه و تاثیر گذار وجود دارد.
شش سال از عمر سازمان گذشته است. برای شما کند گذشته یا تند؟

معمولی. همانطور که انتظار می*رفت.

*عملکرد دو دوره را چگونه ارزیابی می*کنید؟

اگر شش سال را بررسی کنیم رویکرد مناسب*تری است. یک سازمان مردم نهاد شش سال از حیات خود را سپری کرده و راه بسیار طولانی در پیش داریم. در این شش سال سازمان نظام صنفی رایانه*اي توانسته حداقل*هايي را به لحاظ جایگاه در سطح جامعه ایجاد یا تحصیل کند و به نوعی به عنوان حلقه اتصال بخش خصوصی با طرف دولتی مطرح است. این سازمان توانسته در داخل خود نیز طیف*هاي مختلفی را تجمیع کند. دیگر دستاورد سازمان، برقراری ارتباطات مناسب با دولتمردان استانی و همچنین مشارکت در تدوین برنامه پنج ساله است. حضور سازمان در اکثر کمیته*هاي تخصصی و به بازی گرفته شدن این سازمان به عنوان نماینده بخش خصوصی در بسیاری از نهادها هم مي*تواند از دستاوردها باشد.


*اما به رغم این، شاهد رونق در بازار فناوری اطلاعات کشور نیستیم، چرا؟

ممکن است به مسائل کلان*تری مربوط باشد. مثلا از نظر فضای رقابتی بازار آي تی یا روند پیاده سازی اصل۴۴ و خصوصی سازی روند مطلوبی نداشته است. موانع کسب و کار در بازار بسیار جدی است. مشکلاتی هم خاص حوزه آي تی است. مثلا در این دوره تناسب بین اهداف توسعه*اي و امنیتی به هم خورد و این تاثیر منفی در رشد و اقتصاد آي تی گذاشت. از طرف دیگر، طبق برنامه ما باید رشد ۸ درصدی داشته باشیم، در حالی که طبق آمارها کمتر از نصف این رشد داشته*ایم که این در مقیاس کلان جامعه است و طبعا آي تی هم از این موضوع تاثیر مي*گیرد.


* اگر از نگاه کل به جزء بیاییم مشخصا سازمان در دوره ریاست شما برای رونق کسب و کار شركت*ها چه کرده است؟

امید ما از قبل و هم اکنون به برنامه پنجم توسعه بوده است.


* یعنی فقط به برنامه دولت امید بسته*اید؟

خودمان هم در تدوین این برنامه مشارکت داشتیم و هدف*گذاری*هايي که در این برنامه شده را قبول داریم؛ یعنی اگر قرار است سهم دو درصدی برای فناوری اطلاعات در پایان برنامه پنجم داشته باشیم معنی این را رشد

۵۰ درصدی سالانه در حوزه آي تی ارزیابی مي*کنیم. در شش ماه اولی که گذشته نارسایی*ها را تا حدود زیادی رصد کردیم و فکر مي*کنیم سازمان نظام صنفی رایانه*اي مي*تواند با طرف دولتی مشارکت داشته باشد تا به سیاست*گذاری*هايي که صورت مي*گیرد بازخورد دهد و اینها همسو با منافع سازمان است.


* یعنی از نظر دیدگاه و نگرش اولویت سازمان نگاه به دولت است تا نگاه به بازار به عنوان منبع اصلی کسب*وکار؟

واقعیت این است که اقتصاد ما دولتی است. البته ما در زمینه مناسبات طبیعی عرضه و تقاضا کارهایی انجام مي*دهیم، اما واقعیت*هاي اقتصادی ما به دولت برمی*گردد و باید حضور فعال در راستای هدفگذاری*هاي کلان اقتصادی مانند دولت الکترونیکی یا تجارت الکترونیکی داشته باشیم. ما به عنوان بخش خصوصی باید به طرف دولتی بگوییم که ظرفیت*هاي عرضه برای پیاده*سازی دولت الکترونیکی یا خدمات الکترونیکی چیست. اینها کمک مي*کند که این رابطه عرضه و تقاضا جهت گیری بهتری پیدا کند. اگر سیاست ما در دور دوم تعامل هم افزا بود برای خوشایند این مقام و آن مقام نبود، برای رونق بازار بود.

اما خودتان تصریح کردید که همین تعامل هم تاثیر چندانی بر رونق کسب و کار نداشت یا برنامه پنجم که به آن امید بسته بودید تاثیر آنچنانی نداشته است.

* فعلا شش ماه از برنامه پنجم را گذرانده*ایم. اعتقاد داریم که در این شش ماه اقدامات مثبتی کارگروه مدیریت فاوا تدارک دیده و ما هم در کمیته*هاي مختلف حضور داریم. گرفتاری که در این شش ماه اول حس مي*کنیم نبود نظام فنی و اجرایی و نبود سازوکار اجرایی قابل اتکا است.


* در دولت؟

پایین*تر از سطح ساختار مدیریت فاوای کشور جایی که متصل مي*شویم به سازمان*هاي دولتی و جایی که باید هم بحث اجراي برنامه را از سطح اهداف برنامه*اي به سطح اجرا و واقعیت برساند. یک بخش نظام پایش هم وجود دارد که در آن هم ضعف داریم و آن سرعت مطلوب را در شش ماه اول نداشتیم.

مشخص است که نگرش سازمان نزدیک شدن به دولت برای کمک به تهیه برنامه*هاي کلان و از آن طریق داخل کردن نیاز به پروژه*ها و انجام آن توسط شركت*ها است، در حالی که تفکری هم مي*گوید سازمان می*تواند روی رفع موانع کسب*وکار شركت*ها تمرکز کند نه مراجعه مستقیم برای دریافت پروژه و... در واقع اگر موانع بخش خصوصی برطرف شود و فضای رقابتی فراهم شود حتی خود دولت هم به سراغ این بخش مي*آید.
با این رویکرد دوستان موافقم، اما اختلاف ما اینجا است که وقتی مي*رویم موانع را برطرف کنیم مي*بینیم در مقابل طرف دولتی قرار مي*گیریم. مثلا اگر بخواهیم مانند بسیاری از کشورها روی تسهیلات مالی تمرکز کنیم متوجه می*شویم که این تسهیلات را نهادهای خصوصی به دلیل ریسک بالای سرمایه*گذاری اختصاص نمي*دهند و بانک*هاي ما هم عمدتا دولتی است.


* به سازمان برگردیم. در دوره شما روند تغییرات از نایب*رییس گرفته تا دبیر و روسای کمیسیون*ها بسیار زیاد بود. به عنوان مثال شش ماه قبل از پایان دوره تازه دبیر انتخاب کردید. این همه تغییر در یک دوره چقدر توجیح دارد؟

دبیری که سازمان انتخاب مي*کند باید وجهه و جایگاه درون صنفی خیلی قوی داشته باشد. دبیر اول ما به دلیل بیماری مجبور به ترک سازمان شد. دبیر بعدی آقای گركانی کسب*وکارش به مشکلاتی برخورد کرد و صراحتا گفتند که بین این دو، من باید یکی را انتخاب کنم و ما الزام تمام وقت داشتیم. نهایتا در سال گذشته دبیر تهران و دبیر کشوری را انتخاب کردیم. نایب رییس هم به دلیل مشکلاتی که داشتند و مجبور به مسافرت*هاي زیاد خارج از کشور بودند ما را ترک کردند.


** مدیریت در سایه را قبول دارید؟
در سازمان*ها همیشه یک ساختار و سازمان رسمی داریم و یک سازمان در سایه. این سازمان در سایه در جاهایی خیلی کمرنگ است و در یک جاهایی پررنگ است. ما یک ساختار در سایه*اي نداشتیم که تعیین کننده بوده باشد.

* اما این ساختار در سایه وجود داشته است؟
در همه سازمان*ها این را دارید. این معنی بدی هم ندارد. ساختار در سایه خیلی هم مثبت است. در همین سازمان نظام صنفی ممکن است ۵- ۴نفر از پرسنل مناسباتی داشته باشند که ساختار در سایه ایجاد کند. این ساختار در شرایطي مي*تواند خوب یا بد باشد. بحث سر این است که این ساختار در سایه در راستای منافع سازمان دارد تحریک مثبت ایجاد مي*کند یا نه. اعتقاد من این است که سازمان رسمی ما غلبه داشته و آنچه تحت عنوان ساختار در سایه از آن اسم برده مي*شود همسو با جهت*گیری*هاي سازمان بوده است.


** اما خیلی*ها اعتقاد دارند که در سازمان این ساختارهای در سایه جهت دهنده و تصمیم*گیرنده هستند و مدیریت سازمان در واقع مجری آن تصمیم*ها است. نکته دیگر اینکه خیلی اوقات افرادی که به عنوان در سایه از آنها نام می*بریم خیلی هم در سایه نیستند و بدون سمت به فعالیت می*پردازند و چون گروه*ها و افراد ثابتی هستند این شک را ایجاد می*کنند که منافع خاصی را دنبال می*کنند. شما به عنوان مدیری که دارای شخصیت مستقلی هستید با این موضوع در دوره مدیریت تان مشکلی نداشتید؟

هر هر ادعایی را می*تواند بکند. ما باید مصادیقی را مطرح کنیم که نشان*دهنده این باشد که به این دلیل تحت تاثیر ساختار غیر رسمی یا حرکتی خلاف منافع سازمان یا خلاف جهت*گیری سازمان صورت گرفته است. ما قطعا ساختار و نظام غیررسمی داریم، اما انتظارم این است که وقتی بحثی مطرح مي*شود یکی دومورد مثال زده شود.


* مثالی را که می*توان زد ایجاد گروهی تحت عنوان سیمرغ در نمایشگاه الکامپ گذشته بود که روزهای قبل از الکامپ تشکیل شد و بعدهم ظاهرا منحل شد. این گروه اعضایی از هیات*مدیره قدیم و فعلی سازمان نظام صنفی را در برمی گرفت و در بهترین سالن نمایشگاه جای گرفت و حرف و حدیث فراوانی ایجاد کرد؟

ظاهرا این گروه سیمرغ خیلی مورد توجه شماست. بخشی از شركت*هاي سیمرغ شركت*های رتبه یک نرم*افزاری کشور بودند. این شركت*ها به هیچ وجه علاقه به شرکت در نمایشگاه نداشتند. سوالی که خود من و دیگران مواجه شدیم این است که در سالی که برگزاری الکامپ با سازمان است همه باید از آن حمایت کنیم. جایی گفته نشده که حق تشکیل گروه وجود ندارد این گروه هم منحل نشده و وجود دارد و اساسنامه*اي برای خودش وضع کرده و دنبال این است که چگونه ایفای نقش کند. هیچ رانتی هم متوجه این شركت*ها نبوده و هر کدام ۵۰ میلیون تومان هزینه کردند چون بحث آبروی نمایشگاه مطرح بود.


* ولی بهترین سالن نمایشگاه را به این گروه دادند. این رانت نیست؟
کاری است که در همه جای دنیا انجام مي*دهند، مثلا مي*گویند این سالن مایکروسافت در آن شرکت مي*کند و یک هاب*هايي را به وجود مي*آورند که کیفیت نمایشگاه افزایش یابد. مجری نمایشگاه برای الکامپ امسال این شیوه را در نظر گرفت.


* پس هدف تشکیل سیمرغ فقط شرکت در نمایشگاه نبود؟

شکل*گیری سیمرغ فقط نمایشگاه نبود. نمایشگاه جرقه*اي بود. ولی یک مقدار زیادی مورد اجحاف قرار گرفت. شركت*های رتبه یک نرم*افزاری با کمتر از یک سوم این هزینه مي*توانند نمایشگاه*هاي اختصاصی برگزار کنند و به مراتب برای آنها بهتر هم هست. در ضمن این گروه منحل نشده است.


* نگاه سازمان خیلی در مورد الکامپ پررنگ و حساس است. به نوعی انگار جزئی از وظایف اصلی سازمان است. حتی دبیر سازمان چند روز قبل گفته ما تمام انرژی و هزینه خود را روی موضوع الکامپ گذاشته بودیم. تصور نمي*کنید که سازمان بیش از اندازه روی الکامپ تمرکز کرده وموضوع را هم حيثيتي کرده و در مقابل کمتر نتیجه گرفته است؟

ممکن است این حرفی که شما مي*زنید از یک زاویه قابل تامل باشد. برخورد سازمان با الکامپ دو وجه دارد یکی رویداد نمایشگاهی است که در وضع موجود یک رویداد نمایشگاهی داخلی خیلی مي*تواند روی رونق بازار تاثیر داشته باشد. وجه دوم قضیه که مغفول واقع شده و حساسیت سازمان را نشان مي*دهد، این است که باید جایی که تصمیم*گیری*هاي نادرست صورت مي*گیرد ما عکس*العمل داشته باشیم.

* ظاهرا برای برگزاری نمایشگاه امسال هم به توافق نرسیده*اید؟

ما هنوز قطع امید نکرده*ایم، ولی سازمان توسعه تجارت حق ندارد بگوید الکامپ را شما برگزار کنید، ولی برای اجرا باید بروید با شرکت ایکس قرارداد ببندید.


* ولی خب ظاهرا متولی الکامپ آنها هستند، چنین حقی ندارند؟

ما متولی نیستیم، ولی طبق قوانین و مقررات در کشور آنها مي*توانند بگویند که شركت*های زیادی هستند نه اینکه فقط یک انتخاب برای برگزاری بدهند.


* این ضعف نیست که کل سازمان برای برگزاری یک نمایشگاه و بر سر اینکه کدام شرکت باید مجری باشد با شرکت نمایشگاه*ها درگیر شده است؟ اگرهم واقعا اصرار بر برگزاری است سازمان مي*تواند مکان دیگری یا زمان دیگری را برای برگزاری نمایشگاهی مطابق با اهداف خودش را پیش ببرد؟
نه ضعف سازمان نمی*دانیم. هر گاه موضوع را از جهت اهمیت تصمیم*گیری مقام مسوول بازرگانی کشور ببینیم، متوجه مي*شویم که موضوع اهمیت زیادی دارد.


* سودش برای سازمان، برای اعضا و برای صنف کجاست؟

دو نوع سود دارد. یکی اینکه کیفیت بهتری می*تواند داشته باشد. همان سال قبل دستاوردهایش قابل مقایسه با دوره*هاي قبل نبود. بنابراین نفع اعضا شفافیت و جلوگیری از رانت و برگزاری نمایشگاه کیفی است. در بحث منافع بلندمدت تصمیم گیری غیرمسوولانه مقام مسوول دستگاه را وقتی شفاف می*کنید مقام مسوول در سایر موارد دیگر با حساسیت برخورد می*کند و احساس می*کند که سازمان نسبت به بی تدبیری در تصمیم*گیری*ها حساس است.


* آقای رحمتی برگزاری یک نمایشگاه یک تخصص و یک مدت زمانی برای آمادگی مي*خواهد الان هم که کمتر از دوماه به برگزاری الکامپ مانده است. قبول که دوره قبل الکامپ با
کیفیت*تر از دوره*هاي گذشته برگزار شد اما در مجموع تفاوت چندانی با دوره*های قبل نمی*کرد، ما یک سازماندهی نمایشگاهی نداریم و نمایشگاه هایمان حقیر و فقیر به چشم مي*آیند و در کشور به زور شناخته شده*اند و در منطقه هم اساسا شناخته نمي*شوند. در هیچ کشوری هم سازمان*هاي صنفی برگزار کننده نمایشگاه*ها نیستند. این اصرارها و چالش*ها واقعا سازمان را از وظیفه اصلی خود دور نمي*کند یا اینکه الکامپ واقعا وظیفه اصلی سازمان است؟

اینکه که گفتید متولی الکامپ سازمان نمایشگاه*ها است صحیح نیست و در آیین*نامه سازمان نظام صنفی آمده است یکی از وظایف ما برگزاری نمایشگاه*ها است.


* برگزاری الکامپ که ذکر نشده؟

برگزاری نمایشگاه*ها که عام*تر از این است. ما نسبت به این حوزه نمی*توانیم بی تفاوت باشیم. اما در مورد وظیفه اصلی سازمان با شما همسو هستم؛ ولی به جز نمایشگاه* ما در حال فعالیت*های دیگری هم هستیم؛ به عنوان مثال بحث صیانت از حقوق تولیدکنندگان و تامین*کنندگان نرم*افزار را داریم دنبال می*کنیم. بحث تدوین نظام کارفرمایی را شروع کردیم. مباحث مربوط به استاندارد در حوزه
آي*تی را دنبال می*کنیم یا ساماندهی بازار در هشت استان از دیگر کارهایی است که در حال انجام است. در بحث نمایشگاه ما به بحث جایگزینی هم فکر کردیم و آنها را به موقع مطرح خواهیم کرد و اثبات می*کنیم که همه چیز به شرکت نمایشگاهی ختم نمي*شود.


* برآیند طرح*ها و مقرراتی که به آن اشاره کردید این موضوع را یادآور می*کند که گویی سازمان دارد جاي خالی دولت را برای صنف آي تی برعهده مي*گیرد؛ در حالی که اینها منافی اقتصاد آزاد است؛ به خصوص حالا که فعالان صنفی با خود دولت در زمینه مقررات کم مشکل ندارند.

تصور ما بر این است وقتی شما دارید پارامتر رضایت مشتری را مطرح مي*کنید، نفس این حرکت اشتباه نیست. مگر در همه کشورهای دنیا رتبه*بندی وجود دارد. این رتبه*بندی خاص حضور شركت*ها در سازمان*هاي دولتی است.


* در دنیا که چنین چیزی (رتبه*بندی شركت*ها) معمول نیست؟
کجای دنیا ؟ اروپا و آمریکا که اقتصاد خصوصی هستند.


**شما الان نماینده بخش خصوصی هستید یا مدافع دولت؟
طرف دولتی مي*خواهد پارامتر رضایت مشتری را لحاظ کند. شما می*توانید بگویید به من چه ارتباطی دارد یا مي*توانید براساس رفرنس*هاي بین*المللی روی موضوع رضایت مشتری حرکت کنید و به شکلی پیش ببرید که حداقل گیر و گرفتاری را به همراه بیاورید. مثلا موضوع اینکه اگر چند شکایت علیه شرکتی کردند و این شرکت محکوم شد من حق این را دارم که بگویم این شرکت وضعیت مطلوبی نداشته است.


* اتفاقا در مورد همین موضوع شما شركت*هايي دارید دو سه تا مشتری دارند و شركت*هایی که ۲ -۳ سه هزاردارند و این نشان می*دهد طرح خیلی با عجله تدوین شده است.

شما نه روش*ها را دیده*اید و نه آنهایی را که نهایی شده.


* آنهایی را که روی سایت بود، دیدیم همه هم مکتوب بود.

نه اساسا فقط یک جلسه**اي بود که دیدگاه*ها و نظرات را دریافت کردیم. هنوز پرونده این موضوع بسته نیست. شركت*ها بیایند پیشنهادها مشخص خود را مطرح کنند که مثلا بحث رضایت باید برپایه مشتری باشد. ما الان این سوال را مطرح مي*کنیم که نماینده دولت به دلیل اینکه اعتقاد دارد که هر شرکتی که مي*خواهد با دولت کار کند مي*گوید که ما در پارامتر رضایت مشتری دخالت کنیم. شما چه پاسخی می*دهید؟


**شما مدیرعامل رایورز هستید در قراردادهای شرکتتان، مشتری*ها به برند رایورز توجه دارند نه رتبه*بندی؟ درست نمی*گویم؟
درست مي*گویید ولی اگر بخواهیم با طرف دولتی کار کنم آنها مي*روند رتبه را نگاه می*کند.


* نه کسی نگاه به رتبه نمي*کند؟

قانون مکلف کرده به داشتن رتبه.

بله ولی دلیل انتخاب یک شرکت از سوی نهاد دولتی رتبه نیست.
بله ولی اگر شما این رتبه را نداشته باشید اساسا اجازه حضور در این مناقصه را ندارید. ما به عنوان سازمان نظام صنفی رایانه*اي مي*توانیم بگوییم این کار شما غلط است و کنار برویم و بعد موضوع را خودشان انجام دهند یا برویم مشارکت کنیم و سعی کنیم مسائل شركت*ها را دخالت دهیم. رتبه*بندی تا الان هم وجود داشته و کسی اعتراض جدی نكرده است.