مرد جوانی در دادگاه گفت: به دلیل اینکه پول نداشتم برای همسرم گوشی آیفون ۵ بخرم او به منزل پدرش رفت و بعد از مدتی به این نتیجه رسیدیم که باید از یکدیگر جدا شویم، زیرا همسرم بعد از ازدواج بسیار پرتوقع شده بود.زوج جوانی در دادگاه خانواده حضور یافتند و درخواست طلاق توافقی شان را به قاضی دادگاه ارائه کردند. مرد جوان که ۳۵ سال سن داشت، در ابتدای جلسه دادگاه خطاب به قاضی گفت: همسرم زمانی که به درخواست ازدواج من جواب مثبت داد، اطلاع داشت از لحاظ مالی ضعیف هستم و نمیتوانم به تمام خواسته های مالی او پاسخ دهم.وی ادامه داد: در دوران نامزدیمان همسرم بسیار قانع بود و هیچ توقعی خارج از توانم از من نداشت، اما بعد از اینکه زندگیمان را شروع کردیم اخلاق همسرم تغییر کرد، به گونه ای که گاهی اوقات احساس میکردم او را نمی شناسم.این مرد جوان خاطرنشان کرد: ازدواج ما براساس علاقه بود و خانواده هایمان با این ازدواج مخالف بودند. به همین دلیل از ابتدا قرار گذاشتیم که اگر در زندگی مشکلی داشتیم آن را بدون دخالت خانواده ها برطرف کنیم، اما متاسفانه همسرم از همان ابتدا ناراحتی هایمان را به خانواده اش اطلاع داد و آنها به خود اجازه دادند که در تمامی موضوعات زندگیمان دخالت کنند و این دخالت ها بعد از گذشت سه سال تاثیرات منفی خود را نشان داد.مرد جوان با بیان اینکه من عاشق همسرم بودم اما در حال حاضر دیگر او را نمی شناسم، گفت: همسرم بسیار متفاوت است و تفاوت او در این حد است که به دلیل نخریدن گوشی Apple دو ماه مرا ترک کرد و به خانه پدرش رفت، زیرا من پول نداشتم تا بتوانم برای او گوشی Apple بخرم و بعد از دو ماه از من خواست تا از یکدیگر جدا شویم. وی تصریح کرد: همسرم هر روز چیز تازه ای از من می خواست و می دانست که من توانایی خرید آن را ندارم اما به داشتن آن اصرار میکرد و اگر جواب منفی من را می شنید خانه تبدیل به محل جنگ میشد. به همین دلیل دیگر نمی خواهیم با یکدیگر زندگی کنیم، زیرا از نظر یکدیگر کامل نیستیم. در ادامه جلسه دادگاه، همسر این مرد جوان با بیان اینکه همسرم از قناعت و صرفه جویی من سوءاستفاده کرده است، گفت: زمانی که به شوهرم «بله» گفتم میدانستم وضع مالی مناسبی ندارد. به همین دلیل نه مهریه سنگینی تعیین کردم و نه جشن ازدواجی برگزار کردیم اما شوهرم از علاقه من نسبت به خود سوءاستفاده کرده است. این زن جوان که ۲۸ سال سن داشت، ادامه داد: دو سال از زندگیمان میگذشت و من حتی از شوهرم یک بار نخواستم که پوشاکی برای من بخرد و متاسفانه او فکر کرد این قناعت وظیفه من است، در حالی که من برای آینده زندگیمان با او مدارا میکردم. زمانی که از او گوشی Apple خواستم، گفت که نمی تواند آن مقدار هزینه کند، اما بعد از گذشت چند روز همان گوشی را برای خواهرش خرید و من آن موقع متوجه شدم که همه حرف های همسرم دروغ است. دیگر نمی خواهیم با یکدیگر زندگی کنیم و من نیز هیچگونه ادعای مالی نسبت به شوهرم ندارم. قاضی دادگاه بعد از شنیدن اظهارات زوج جوان بنا بر اصرار آنها حکم طلاق توافقیشان را صادر کرد.منبع:downallfa.com